ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواری‌ها » شمارهٔ ۴۸ - مظلوم کربلا

چشمی که در عزای شه کربلا گریست

کم نوریش مباد که به اله به جا گریست

گریان در این عزا نه همین چشم ما وتوست

زین ماجرا فرشتهٔ عرش علا گریست

در این عزا که هست عزادارمصطفی

روح القدس به بارگه کبریا گریست

بر کشته ای که اشرف اولاد آدم است

آدم جدا گریست و، حوا جدا گریست

از بوالبشر گرفته و، تا ختم الانبیا

هر یک جدا جدا به طریقی جدا گریست

عیسی در آسمان چهارم سحاب وار

اندر عزای خامس آل عبا گریست

نوح و، خلیل و، یوشع و، خضر و، هود

موسی و شیعث و، یونس از این ماجرا گریست

یعقوب در مدینه کنعان علی الدوام

اندر فراق یوسف کرب وبلا گریست

برکشته ای که شد سر او از قفا جدا

شیر خدا و، فاطمه و، مصطفی گریست

بر پیکری که گشت لگد کوب اسب ها

زینب ، سکینه ، همچو یم موج زا گریست

بر آن سری که کرد سنان، بر سر سنان

خیرالنسا شفیعهٔ روز جزا گریست

بر تشنه کامیش به کنار دو نهر آب

در روضهٔ جنان، حسن مجتبی گریست

بر حلق نازکش که خنجر بریده شد

در ساحت بهشت علی مرتضی گریست

بر اهل بیت او که شدند از جفا اسیر

سجاد دل فگار، به شام بلا گریست

بر غربت حسین امیر دیار عشق

هر صبح و شام، دیدهٔ شاه و گدا گریست

«ترکی» به یاد غربت مظلوم کربلا

خون جای اشک، از مژه صبح و مسا گریست