واعظ قزوینی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۸

ای گشته ز شب بخورد و خوابی خرسند

جان کرده ز پروردن تن زار و نژند

شرمت باد از خروس کاو شب همه شب

در ذکر و ترا نفیر خوابست بلند!