مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۷

امشب شب بر سر زدن و زاریم است

و اندیشه بیخوابی و بیداریم است

صد شب ز لب تو خورده‌ام جام شراب

آن رفت و کنون نوبت غمخواریم است