خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵

چون بلبل مست راه در بستان یافت

روی گل و جام باده را خندان یافت

آمد به زبان حال در گوشم گفت

«دریاب که عمر رفته را نتوان یافت»