اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۳۰۷

پرورده عشقم دل بی ریش ندارم

شرمندگی از عشق ستم کیش ندارم

دارم غم رسوا دل شیدا سر سودا

چیزی که ندارم خبر از خویش ندارم