اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۸

اگر ستم کند امید احترامی هست

جواب اگر دهد اندیشه سلامی هست

ز خاک رهگذرت صیدگاه می جوشد

به هر طرف که سمند تو رفته دامی هست

خلل پذیر نگردد بنای ناز و نیاز

جفای یار و وفای مرا دوامی هست

نظاره محرم راز نهان عاشق نیست

اگر خیال لبش می برد پیامی هست

اسیر عشقم و صیاد وحشی سخنم

به یاد چشم توام الفت تمامی هست