قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۱

ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاست

هزار شکر که دل در مقام صبر و رضاست

حریف بزم قلندر کسی تواند بود

که در طریق محبت ز جان و دل برخاست

میان مجلس مستان ز پا وسر بگذر

که آن مقام خراباتیان بی سر و پاست

مؤذنان حقیقت بلند میگویند

که: آستان خرابات عشق قبله ماست