اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۸

عیش و طرب از مایه هستی خیزد

هستی گل از فراخ دستی خیزد

در ساغر لاله جرعه خون دلست

پیداست کزین جرعه چه مستی خیزد