سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸

درد عشق از تندرستی خوشتر است

ملک درویشی ز هستی خوشتر است

عقل بهتر می‌نهند از کائنات

عارفان گویند مستی خوشتر است

خودپرستی خیزد از دنیا و جاه

نیستی و حق پرستی خوشتر است

چون گرانباران به سختی می‌روند

هم سبکباری و چستی خوشتر است

سعدیا چون دولت و فرماندهی

می‌نماند، تنگدستی خوشتر است