سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۹۶

روز و شبم اگر به حضوری چه فایده

نامهربان و طفل [و] غیوری چه فایده

همچون زلال بادیه از تشنگی مرا

شیرین به چشم آیی و شوری چه فایده

در چشم من چو آتش وادی شب وصال

نزدیک می نمایی و دوری چه فایده

خاطر مرا ز وصل گل و لاله نشکفد

زینها به هرکجا تو ضروری چه فایده

ساقی فکنده از نظر ما بهشت را

زاهد همان تو در پی حوری چه فایده

مست از شراب جام سلیمانی و هنوز

دلتنگ تر سلیم ز موری چه فایده