گنجور

 
۱
۴
۵
۶
 

لبیبی » ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی » شمارهٔ ۱۰۰ - به شاهد لغت چنبه، بمعنی چوب پشت در . . .

 

دو چیزش برکن و دو بشکن

مندیش ز غلغل و ز غنبه

دندانش بگاز و دیده بانگشت

پهلو بدبوس و سر به چنبه

۲ بیت
لبیبی
 

لبیبی » ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی » شمارهٔ ۱۰۱ - به شاهد لغت نخکله، بمعنی گوزی ( گردویی) سخت

 

ای بزفتی علم بگرد جهان

بر نگردم بتو مگر بمری

گرچه سختی چو نخلکه مغزت

جمله بیرون کنم بچاره گری

۲ بیت
لبیبی
 
 
۱
۴
۵
۶
 
تعداد کل نتایج: ۱۲۰