صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۷
از آن طره ی مشکفام جانان
افتاد دلم به دام جانان
از ناوک غمزه ترک او ریخت
خون دل ما به جام جانان
جان می دهمش به مژدگانی
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۴
لبی زان لعل جان پرور کشیدن
به از صد جامم از کوثر کشیدن
مرا با نشأه این لعل نوشین
نشاید منت از شکر کشیدن
فزون از هر شرابم سر خوشی خاست
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۳
یک رشحه از تراوش لعلت به کام من
خوشتر که ریزد آب خضر جم به جام من
شیر و شراب و شکر و شهدم به کار نیست
تا کوثر دهان تو باشد به کام من
رسواییم ز عشق تو افزود و ننگ نیست
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۵
رفت در پا از سر زلفش دل مفتون من
شد به خاک از برج عقرب کوکب وارون من
تیغ برمن راند و زخم کاریش برغیر خورد
تازه دیگر بر دمید این اختر از گردون من
زد به ما پیکان و خون مدعی بر خاک ریخت
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۶
در کیش عشق گرنه مرض شد شفای من
درد تو پس چراست نکوتر دوای من
آنجا که ما به رد و قبول آزمون شدیم
بالای دل فریب تو آمد بلای من
خونم ترا بحل که همان دست رنج تو
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۶
چون کنم یاد توای دوست من آلوده
نام پاک تو کجا وین دهن آلوده
گرگ عشقت اگرم یوسف دل پاره نکرد
چیست پس ز اشک من این پیرهن آلوده
در قیامت مگرم خلعت رحمت پوشند
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۴
میثاق دوش را ز اول وفا نکردی
و آخر به جای پاداش الا جفا نکردی
سهل است جور خوبان زان غم خورم که هرگز
بربی وفایی خویش نیز اعتنا نکردی
چندان ستم که راندی بر بیدلان ناکام
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۵
تاهمچو من از عشق گرفتار نگردی
از کشمکش هجر خبردار نگردی
هرگز نشماری غم عشاق به یک مو
تا بسته ی آن طره طرار نگردی
کارت به طبیبان جفا پیشه نیفتاد
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۶
چشم یوسف گر به خواب آن چهر عالمتاب دیدی
حاش لله گر دگر چشمش به عالم خواب دیدی
خشک کردی پیر دهقان سرو و سوری بهر هیزم
گر به بستانت خرامان گلبن سیراب دیدی
گر صبا بر لاله و سنبل گذشتی در حضورت
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۸
رسید جان به لبم ز انتظار و تیغ کشیدی
فدای دست تو زودم بکش که دیر رسیدی
زدی چو زخم و فکندی نکشته مگذرم از سر
که دیده بر سر راهت گشوده ام به امیدی
نه درد دل به توگفتم نه رازی از تو شنفتم
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۰
نبود و نیست ترا جز جفای من کاری
ز حسن خویش چه دیگر برای من داری
گلم نبود تمنا از آن دریغ خورم
که نیست بهره ازین گلشنم به جز خواری
هنوزم از تو مداوا نگشته درد نخست
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۱
ز رخ برداشت دوش آن مه جلیلی
تجلی کرد بر رویم سهیلی
از آن رو روز من چون شب سیه شد
به روز آوردم از غم طرفه لیلی
به چرخم خاست ز آه سینه ابری
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۲
ترسم که رسد از تو مرا پیک و پیامی
آن روز که از من نه نشان است و نه نامی
ای مرغ دل از گلشن و باغت چه غم افزود
کآسوده به کنج قفس و گوشه ی دامی
روز اشک به دامان و شبم ناله به گردون
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۶
زیانت خود چه بود از مهربانی
که کردی با سبک روحان گرانی
به سختی های هجرانت نمودم
ولی می میرم از این سخت جانی
ترا تا دامن از دستم رها شد
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۸
دل از دستم ربود آن یار جانی
نبودش گرچه قصد دل ستانی
مسلمانی از آن کافر بیاموز
که با صد کینه دارد مهربانی
به عهد پیریم یاری وفادار
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۰
بدین لطف و وفا و مهربانی
نداری چاره ای از دل ستانی
از این صورت چه حیرتها دهد دست
که دارد صورتی چندین معانی
مرا رخ زعفرانی شد ز حسرت
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۲
راه دیار یا مرا ای صبا بپوی
از تاب هجر و حسرت وصل منش بگوی
کای سست عهد ماه ستمکار کند مهر
وی سخت خشم یار دلازار تند خوی
ای شاه زود رنج من ای یار دیر صلح
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۷
فغان کآغاز عشق و آشنایی
ز جانان بایدم جستن جدایی
رقیبم مدعی شد ورنه در سر
نبود او را هوای بی وفایی
براو آسان رسوم مهربانی
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۸
اگر باری به باغ از در درآیی
در فردوس بر گلشن گشایی
شبت مه در مقابل رخ برافروخت
نهان شد روز با آن روشنایی
به شب خورشید از آنرو، روی بنهفت
[...]
صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۹
بدین اخلاق و اوصاف خدایی
ترا نبود گریز از دل ربایی
به دام و آشیان مرغ غمت راست
بسی بهتر اسیری از رهایی
دل از قیدم رهان کاین رشته برپای
[...]
