گنجور

 
۱
۲
۳
۴
۵
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱

 

بوی جان‌بخش تو از باد صبا می‌شنوم

نکهت زلف تو از مشک خطا می‌شنوم

مرغ دل می‌تپد اندر قفس سینه به شوق

که ز هدهد خبر باد صبا می‌شنوم

مجلس عیش بسازم که گل خندان را

[...]

۷ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲

 

حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتن

که سر دوست نشاید به این و آن گفتن

ز روی زرد من احوال درد من پیداست

چو روشن است چه حاجت به هر زبان گفتن

خوشا غمی که توان گفت پیش هم‌دردی

[...]

۹ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۳

 

عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد

هر چه جز عشق تو باشد دل از آن برگیرد

هر که فریاد من خسته به گوشش برسد

گرش از دل خبری هست فغان برگیرد

صوفی صومعه گر نوش کند باده عشق

[...]

۹ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴

 

ساقیا موسم عیش است بده جام شراب

که برافکنده عروس چمن از چهره نقاب

دم به دم پیک نفس می‌رسد از عالم جان

که غنیمت شمر ایام گل و عهد شباب

خیز با سرو‌قدی بر لب آبی بنشین

[...]

۸ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵

 

من نه امروز خراباتیم و عاشق و مست

که چنین عاشق و مست آمده‌ام روز الست

بود پیوند حقیقی به تو این جان مرا

پیش از آن روز که جان با بدنم خود پیوست

آن حریفم که گرم سر برود در ره عشق

[...]

۱۰ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۶

 

آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش

چند روزی دگر از عمر چو گل خندان باش

پیش‌تر زآن که در می‌کده ها دربندند

خانه را وقف حریفان کن و دربندان باش

باده با قند لب یار گرت دست دهد

[...]

۶ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۷

 

ما اگر زاهد و اگر رندیم

شاکر نعمت خداوندیم

لاف شوقی که در ازل دادیم

بر همان عهد و قول و سوگندیم

گر چه دور اوفتاده‌ایم از راه

[...]

۱۱ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸

 

شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم

عافیت جویم و در کنج سرا بنشینم

کوسک خویشتنم خوان که به زانوی ادب

روز و شب بر در خدمت به وفا بنشینم

منعمی را چه زیان دارد گه‌گاهی

[...]

۹ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹

 

دیده‌ای کو که بود لایق رویت دیدن

یا دلی در خور مهر رخ تو ورزیدن

ره‌نوردان غمش را نبود چاره بجز

خون دل خوردن و در راه طلب گردیدن

دیده‌ای در خور دیدار تو خواهم ور نه

[...]

۱۰ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰

 

در پی وصل تو ای دوست به جان می‌گردم

روز و شب بی‌سر و پا گرد جهان می‌گردم

تا ز کاشانه وصل تو نشانی یابم

بر سر کوی تو بی‌نام و نشان می‌گردم

بر هواداری خورشید رخت ذره صفت

[...]

۸ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱

 

آه و گناه خسته‌دلان از سر نیاز

از صد هزار طاعت ابرار خوش‌تر است

آواز چرخ پرده‌زنی در طریق عشق

زاین نعره های شیدیه بسیار خوش‌تر است

درویش راز تخت سلاطین فراغت است

[...]

۵ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲

 

سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوش

در فراق تو نکردیم مگر خوابی خوش

چشم سرمست تو در خواب ندیدیم شبی

واین خیالی‌ست که بینیم چنان خوابی خوش

آرزو می‌کندم با تو شبی صحبت و عیش

[...]

۱۰ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۳

 

ای چشم و رخ تو زهره و ماه

وی لعل تو جان‌فزای دل‌خواه

ای راه‌روان عشق را دل

در حلقه طره تو گم‌راه

ای گیسو و عارض و زنخدان

[...]

۱۵ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴

 

می‌زند خنده و بازار شکر می‌شکند

به سخن‌های چو در قدر گهر می‌شکند

خون دل در جگر لاله سیرآب افکند

آن که بر برگ سمن سنبل تر می‌شکند

می‌دوم پیش سمندش که رکابش بوسم

[...]

۹ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۵

 

به دور گل نگران جمال او می‌باش

به سان بلبل عاشق ترانه‌گو می‌باش

به دل ربوده آن خال عنبرین می‌شو

به جان فتاده آن زلف مشک‌بو می‌باش

کنون که موسم عشرت رسد به فصل بهار

[...]

۸ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۶

 

سودای عشق اگر چو منت در سر اوفتد

محصول روزگار به یک شب بر اوفتد

وقتی به غور حال دل ما رسد فقیه

کاو را هوای عشق منی در سر اوفتد

غوغایی عشق در دل صورت‌گران حسن

[...]

۱۰ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۷

 

چو ماه روی تو نقشیی به دل‌ربایی نیست

ولی چه سود که با مهرت آشنایی نیست

مرا هوای تو عشق حقیقت است ولی

حدیث مهر تو با من بجز هوایی نیست

هزار جهد بکردیم و یار ما نشدی

[...]

۹ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۸

 

هر که عاشق نشود پیش خرد مجنونی‌ست

وآن که شادی نعیم او ندهد مغبونی‌ست

بنده عشق شو و از دو جهان شو آزاد

هر که او بنده دنیای دنی شد دونی‌ست

بر رخ و زلف تو تنها نه منم آشفته

[...]

۹ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹

 

بر خاک آستانش دارم سر گدایی

درویش بین که دارد سودای پادشاهی

زاین در کجا رود دل که آنجا بود فتوحش

ار معنوی و صوری از کسبی و عطایی

گر نقش هر دو عالم جان در تصور آرد

[...]

۹ بیت
جنید شیرازی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰

 

آیا بود که کاری زاین گفت و گو برآید

روزی مراد جانم زین جست و جو برآید

باشد که این بیابان آید شبی به پایان

بختم مدد نماید واین آرزو برآید

هر دم به اشک خونین رخساره را بشویم

[...]

۷ بیت
جنید شیرازی
 
 
۱
۲
۳
۴
۵
 
تعداد کل نتایج: ۸۹