گنجور

 
۱
۲
 

فنودی » گزیدهٔ اشعار » شمارهٔ ۲۱ - یار یکدله

 

از تو مرا ای نگار پس گله باشد

عاشق بیچاره تنگ حوصله باشد

زلف تو زنجیر دل بود چه توان کرد

آنکه گرفتار قید و سلسله باشد

بادیه پیمای کوی عشق نصیبش خار

[...]

۵ بیت
فنودی
 

فنودی » گزیدهٔ اشعار » شمارهٔ ۲۲ - طبيب عشق

 

که گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شد

دروغ گفت که صبر از غمش به یغما شد

بیا به دیدهٔ پر آب من مشاهده کن

که در فراق تو از اشک رشک دریا شد

به چاره سازی و درمان درد درماند

[...]

۶ بیت
فنودی
 

فنودی » گزیدهٔ اشعار » شمارهٔ ۲۳ - طالع سعد

 

یکی از وصل جانان بهره ور شد

یکی از اشک و غم خون در جگر شد

یکی از خون دل پرورد نخلی

دگر برخورد از او چون با ثمر شد

بگردد طالعم شاید شود سعد

[...]

۹ بیت
فنودی
 

فنودی » گزیدهٔ اشعار » شمارهٔ ۲۴ - ز یار شکوه ندارم

 

غمی نرفته ز دل ، بر دلم غم دگر آمد

کهن نگشته حدیثی، حدیث تازه تر آمد

شبان تیره امیدم بدی به صبح سعادت

ببین که صبح مرادم، ز شام تیره تر آمد

به هر کجا که روم قسمتم بلاست چه سازم؟

[...]

۹ بیت
فنودی
 

فنودی » گزیدهٔ اشعار » شمارهٔ ۲۵ - جهان عنبرین بو

 

به یک جرعه مرا دیوانه کردند

چه می بود این که در پیمانه کردند؟

چنین قسمت کجا باشد مروت؟

رُخت شمع و دلم پروانه کردند

جهان امروز گشته عنبرین بو

[...]

۳ بیت
فنودی
 

فنودی » گزیدهٔ اشعار » شمارهٔ ۲۶ - نگار سنگین دل

 

صفحهٔ رخسار او که مه خجل می‌کند

واضح و روشن بود چه تا به دل می‌کند

غبار هستیِ من به باد غم می‌دهد

خاک وجود مرا ز گریه گل می‌کند

غمزدهٔ هستی او می‌کُشدم بی‌گنه

[...]

۷ بیت
فنودی
 

فنودی » گزیدهٔ اشعار » شمارهٔ ۲۷ - سرنوشت

 

عجب مدار فتادم اگر به ملک فنود

مراز دفتر تقدیر سرنوشت این بود

صلاح کار دگر از من خراب مجو

که از طراز وجودم نه تار ماند نه پود

به خصم چهره ی زردم ز غم گواهی داد

[...]

۱۰ بیت
فنودی
 

فنودی » گزیدهٔ اشعار » شمارهٔ ۲۸ - دامن همت

 

ای صنم دانی شب هجران چه بر ما می‌رود؟

آهم از افلاک چون اشکم به دریا می‌رود

ای طبیب از سر برو بیهوده بهبودم مخواه

جان من دلبر گرفت امروز و فردا می‌رود

دانهٔ خال سیاهش رهزن دین و دل است

[...]

۷ بیت
فنودی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۸