گنجور

 
۱
۲
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۳ - برهان سوم

 

تهمتن اگر حسرت ملک تور

پس از رنج ها برد آخر به گور

تو بی زحمت جنگ و ننگ شتاب

ز آغاز شب تا سر آفتاب

به تمهید تسخیر ایوان کیف

[...]

۴۲ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۴ - برهان چهارم

 

تهمتن اگر گشت بر اشکبوس

مظفر به نیروی گرگین و طوس

تو بی منت جمله در ملک ری

در ایوان دارای فرخنده پی

گرفتی کمربند میری سترگ

[...]

۵۱ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۵ - برهان پنجم

 

تهمتن اگر تاج کاووس برد

به پیشش دو صدره زمین بوس برد

که رسم است مر بنده را از گناه

تمسک به بخشایش پادشاه

تو در عهد سلطان فیروز بخت

[...]

۲۴ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۶ - برهان ششم

 

اگر خورد رستم قوی پنجه گرگ

به یال یلی ملک ایران و ترک

تو با کاکلی چارتار و پریش

ز سنگ سیه رسته گوئی حشیش

خوری مال اوقاف بی ترس و بیم

[...]

۶۷ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۷ - برهان هفتم

 

شبی یاد دارم که در بزم دوست

که خورشید پروانه شمع اوست

چه شب آنکه از حسرت آن شبم

به گردون رسد هر شبی یا ربم

چه شب غیرت حلقه زلف حور

[...]

۷۵ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۸ - تلبیس اول

 

پس از عهد شش سال مهر و داد

ز طبع سخاپیشه و خلق راد

به من استری دادی از مال غیر

پریشان زتمکین و عاجز ز سیر

حقیر و هزول و ضعیف و زبون

[...]

۲۶ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۱۹ - تلبیس دوم

 

به سویم رسولی فرستاده ای

پیامی ز خشم خودت داده ای

مترسانم از یال و برزیلی

ز الماسگون دشنه زابلی

زهی قصد باطل زهی فکر خام

[...]

۲۷ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۲۰ - تلبیس سوم

 

به یغمای بیچاره از مهر خویش

سخن راندی ای یار فرخنده کیش

در این نکته یک مو نبینم خلاف

به یزدان که عاری بود از گزاف

ولیکن نه از خلق نیکوی تست

[...]

۱۷ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » صکوک الدلیل » بخش ۲۱ - خاتمه در معذرت از رستم السادات

 

سخن گرچه بر وفق عادت نرفت

ولی بر خلاف ارادت نرفت

بهر لفظ دلکش که بنگاشتم

درین نامه پاس ادب داشتم

ز بدو سخن تا به ختم کلام

[...]

۳۹ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » متفرقات » شمارهٔ ۱

 

پری چهری از پرده دامغان

نه دیرینه روز و نه تازه جوان

به مردی کهن از در همسری

جوان ساخت مهر زنا شوهری

نکو خورد و خفتی برانگیختند

[...]

۳۶ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » متفرقات » شمارهٔ ۲

 

کهن راهرو پیری از برزرود

چهل چله تن کاست بر جان فزود

به دانائی و دید و شور و شناخت

نفرمود یزدانش چندان نواخت

ولی روز وشب سال و مه زندگی

[...]

۲۸ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » متفرقات » شمارهٔ ۳

 

شکر گفتی از خرگه خسروی

که پذرفت از او شور شیرین نوی

جمی مهر و مه باده و جام او

مهی مهربان مشتری نام او

ولی تا به جائی هوسباره بود

[...]

۴۰ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » متفرقات » شمارهٔ ۴

 

زنی پارسا پیشه در مرز کاش

به پرهیز آوازه در پرده فاش

شبی دیده بر بست و خوابش ربود

یکی زن به خواب اندرش رخ نمود

بر آورد کیر خری ز آستین

[...]

۱۹ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » متفرقات » شمارهٔ ۵

 

زنی از بزرگان سامان ری

شناسند هر جا برم نام وی

یکش روز تیمار خارش فزود

بفرزند خود راه چالش گشود

پسر سست پی بود و مادر نهاد

[...]

۱۴ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » متفرقات » شمارهٔ ۶

 

زکلکت یکم ناله آمد به گوش

کزآنم پراکنده شد رای و هوش

چه با فر یزدان برآکنده ای

سزد گر ز فرمان پراکنده ای

تنی رسته ز آسایش جان و دل

[...]

۲۵ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » مثنویات » متفرقات » شمارهٔ ۷

 

زنی بود سرباز قلبیک را

که بر آسمان رگ زدی کیک را

نه پرهیزی از کس نه پروای شوی

به شب بارگی یار هر کاخ و کوی

به سمنان در ازگاه نه تا نود

[...]

۱۷ بیت
یغمای جندقی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۶