گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۶

 

ما را چو توانی که ز خود دور فرستیاین نیز توانی که بما نور فرستی
در وعدهٔ فردای تو این صبر که کردیمما را تو مبادا که بر حور فرستی
بی‌منت موسی سخنی چند ز دیداربنویس در آن لوح که از طور فرستی
هر نامه که از پیش تو آمد همه شد فاشزیرا که تو با آن دف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی