گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶

 

ما چشم جهانیم، که این راز بدیدیمپوشیده رخ آن بت طناز بدیدیم
هم صورت او از همه نقشی بشنیدیمهم لهجهٔ او در همه آواز بدیدیم
آن قامت و بالا، که به جز ناز ندانستبی‌عشوه خرامان شد و بی‌ناز بدیدیم
پیش از زحل و زهره و برجیس بگفتیمما طلعت خورشید یک انداز بدیدیم
چون شمع به یک لمعه گران نور […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی