گنجور

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹

 

خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم
خصم ار همه شمشیر زند یا تیرم
گر دست دهد که آستینش گیرم
ورنه بروم بر آستانش میرم


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۰

 

گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم
چه خوشتر ازان که پیش دستت میرم
دل با تو خصومت آرزو می‌کندم
تا صلح کنیم و در کنارت گیرم


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

عطار » مختارنامه » باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق » شمارهٔ ۶۸

 

چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم

تا می چه کنم عقل، کمش میگیرم

دیوانگی عشقِ توام میباید

تا بو که ز زلفِ تو رسد زنجیرم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷

 

یارب، به تو در گریختم بپذیرم
در سایهٔ لطف لایزالی گیرم
کس را گذر از جادهٔ تقدیر تو نیست
تقدیر تو کرده‌ای، تو کن تدبیرم


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷

 

در وصل نماند بیش ازین تدبیرم
پیشم بنشین دمی که پیشت میرم
چون اشک ز چشم من جدا خواهی شد
آخرکم آنکه در کنارت گیرم


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۹

 

هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم
پندی که خرد دهد من آن نپذیرم
تا روز نهد خیال تو در پیشم
صد چشمه و من ز تشنگی می‌میرم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی