گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۳۲

 

خائیدن آن لب که چشیدی شکرشمالیدن دستی که کشیدی بسرش
نگذارد آنکه او به جان و جگرشآب حیوان همی رسد از اثرش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق » شمارهٔ ۲۱

 

گفتم: «ز میان جان شوم خاک درش

تا بوک بود بر من مسکین گذرش»

او خود چو ز ناز چشم مینکُند باز

کی بر منِ دلسوخته افتد نظرش


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۲

 

بر طرف قمر نهاده مشک و شکرش
چکند که فقاع خوش نبندد به درش
در کعبهٔ حسن گشت و در پیش درش
عشاق همه بوسه‌زنان بر حجرش


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴

 

آن شمع که دوش بود تب تا سحرش
صحت پی رفع تب در آمد ز درش
تب از بدنش راه‌گریزی می‌جست
فصاد جهاند از ره نیشترش


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸

 

او رفت و دلم باز نیامد ز برش
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش
چشم آید زی گوش که داری خبرش
گوی آید زی چشم که دیدی دگرش


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۰

 

گفتم که گهی چند نپرسم خبرشتا بوک برون شد تکبر ز سرش
خود هست کرشمه هر زمان بیشترشاکنون من و زاری و شفیعان درش


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵

 

ترسان ترسان همی روم بر اثرش
پرسان پرسان ز خلق عالم خبرش
آسان آسان اگر بیابم وصلش
بوسان بوسان لب من و خاک درش


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۴۲۸

 

آن کس که به معصیت فرو رفته سرش
افسوس خورد، چون شود از خود خبرش
باری که شتر فروکشد در مستی
آید چو به حال خویش، بیند اثرش


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۴۲۹

 

گردون که ندانی سبب خیر و شرش
پیداست هزار نفع در هر ضررش
سرکوب فلک، تو را به اصلاح آرد
خرمن زند آن نخل که بشکست سرش


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی