گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹

 

چون حاصل آدمی در این شورستانجز خوردن غصه نیست تا کندن جان
خرم دل آنکه زین جهان زود برفتو آسوده کسی که خود نیامد به جهان


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵

 

گر بر فلکم دست بدی چون یزدانبرداشتمی من این فلک را ز میان
از نو فلکی دگر چنان ساختمیکازاده بکام دل رسیدی آسان


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۲۵

 

گر بر فَلَکَم دست بُدی چون یزدان،
برداشتمی من این فلک را ز میان؛
از نو فلک دگر چُنان ساختمی،
کازاده به کامِ دل رسیدی آسان.


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷۷

 

آشفته همی روی بکوئی ای جانمیجوئی از آن گمشده خویش نشان
من دوش بدیدم کمرت را ز میانهان تا نبری گمان بد بر دگران


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸۲

 

آن کس که نساخت با لقای یارانافتاد به مکر دزد و تهدید عوان
میگفت و همی گریست و انگشت گزانفریاد من از خوی بد و بار گران


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹۳

 

امشب منم و هزار صوفی پنهانمانندهٔ جان جمله نهانند و عیان
ای عارف مطرب هله تقصیر مکنتا دریابی بدین صفت رقص‌کنان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۰۴

 

ای دف تو بخوان ز دفتر مشتاقانای کف تو بزن بر رگ خون ایشان
ای نعرهٔ گویندهٔ جویندهٔ دلای از نمکان ببر مرام تا نه مکان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴۵

 

تا روی تو قبله‌ام شد ای جان جهاننز کعبه خبر دارم و نز قبلهٔ نشان
با روی تو رو به قبله کردن نتوانکاین قبلهٔ قالبست و آن قبلهٔ جان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵۲

 

چون شاه جهان نیست کسی در دو جهاننی زیر و نه بالا و نه پیدا و نهان
هر تیر که جست از آن سخت کمانهر نکته که هست هست از آن شهره بیان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۶۹

 

دل باغ نهانست و درختان پنهانصد سان بنماید او و خود او یکسان
بحریست محیط بیحد و بی‌پایانصد موج زند موج درون هرجان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷۱

 

دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضانوز عید تو شد شاد و همایون رمضان
وانگه عمل کمان به مو وابسته استگر مو شود اندیشه نگنجد به میان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷۲

 

دلها مثل رباب و عشق تو کمانزامد شد این کمانچه دلها نالان
وانگه عمل کمان به مو وابسته استگر مو شود اندیشه نگنجد به میان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸۷

 

شد کودکی و رفت جوانی ز جوانروز پیری رسید بر پر ز جهان
هر مهمانرا سه روز باشد پیمانای خواجه سه روز شد تو بر خیز و بران


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰۴

 

گلباغ نهانست و درختان پنهانصد سال نماید او و او خود یکسان
بحریست محیط و بی‌حد و بی‌پایانصد موج ز موج او درون صد جان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰۷

 

ما مرد سنانیم نه از بهر سه نانما دست زنانیم نه از دست زنان
در صید بدانیم نه در صید بداناز بند جهانیم نه در بند جهان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲۲

 

هشدار که می‌روند هر سو غولانبا دانه و دام در شکار گوران
ای شاد تنی که دامن دل گیردعبرت گیرد ز حالت معزولان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲۳

 

هم خانه از آن اوست و هم جامه و نانهم جسم از آن اوست همه دیده و جان
وان چیز دگر که نیست گفتن امکانزیرا که زمان باید و اخوان و مکان


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶

 

یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان
تا پیش قدت چنگ زند سرو روان
تا کی برم از دست جفای تو قلان
نی شرع محمدست نی یاسهٔ خان


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴

 

امروز که دستگاه داری و توان
بیخی که بر سعادت آرد بنشان
پیش از تو از آن دگری بود جهان
بعد از تو از آن دگری باشد هان


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

عطار » مختارنامه » باب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم » شمارهٔ ۶

 

آن حسن که در پردهٔ غیبست نهان

وز پرتو اوست حسن در هر دو جهان

یک ذرّه اگر شود از آن حسن عیان

ظاهر گردد صد آفتاب از یک جان


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد » شمارهٔ ۴۳

 

چون اصلِ اصول هست در نقطهٔ جان

نقشِ دو جهان ز جان توان دید عیان

هرچیز که دیدهای تو پیدا و نهان

در دیدهٔ تست آن نه در عین جهان


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد » شمارهٔ ۲

 

کس از می معرفت ندادست نشان

کز عین نشان بروست وز عین عیان

آن می به قرابه سر به مهرست مدام

مردم به قرابه می برآرند زبان


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۵

 

یک شب غم هجران تو ای جان جهان
با هشت زبان بگفتم ای کاهش جان
موسوم همه جان شد آن راز جهان
با هشت زبان راز نماند پنهان


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۷

 

خورشید که هست شمسهٔ هفت ایوان
خواهی که بگویمت که چون گشت عیان
زد رفعت شاه خیمه بیرون از چرخ
ماندش ز ستون خیمه بر چرخ نشان


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳

 

در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جان
از گریهٔ خونین مژه‌ام شد مرجان
القصه که: از بیم عذاب هجران
در آتش رشکم دگر از دوزخیان


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴

 

دیدار به دل فروخت، نفروخت گران
بوسه به روان فروشد و هست ارزان
آری، که چو آن ماه بود بازرگان
دیدار به دل فروشد و بوسه به جان


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵

 

رویت دریای حسن و لعلت مرجان
زلفت عنبر، صدف دهن، در دندان
ابرو کشتی و چین پیشانی موج
گرداب بلا غبغب و چشمت توفان


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۹

 

گاهی که کنی عهد و وفا با یاران
زنهار وفای عهد خود واجب دان
بی‌شکر خدا مباش هرگز نفسی
تا بر تو شود ابر کرم‌ها باران


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۲

 

پیداست که سودای تو دارم ز نهان
صفرا مکن این آتش سودا بنشان
دارم سر آنکه با تو در بازم سر
گر هست سر منت سری در جنبان


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۶

 

خاقانی اگرچه دارد از درد نهان
جان خسته و دیده غرقه و دل بریان
اینک سوی وصل تو فرستاد ای جان
جان تحفه و دیده مژده و دل قربان


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹

 

روی تو ز حسن لافها زد به جهانلعل تو ز لطف طعنها زد در جان
زلف تو چو افتادگیی عادت کردبنگر که چگونه بر سر آمد ز میان؟


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷

 

چون درد نداری، ای دل سرگردان
رفتن ببر طبیب بی‌فایده دان
درمان طلبد کسی که دردی دارد
چون نیست تو را درد چه جویی درمان؟


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸

 

هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان
تاریک‌تر است و می‌نگیرد نقصان
یا دیدهٔ بخت من مگر کور شده است؟
یا نیست شب هجر تو را خود پایان؟


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۹

 

هر شب به سر کوی تو آیم به فغان
باشد که کنی درد دلم را درمان
گر بر در تو بار نیابم، باری
از پیش سگان کوی خویشم، بمران


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰۱

 

ای خالق ذوالجلال وحی رحمان
سازندهٔ کارهای بی سامانان
خصمان مرا مطیع من می‌گردان
بی‌رحمان را رحیم من می‌گردان


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰۲

 

جانست و زبانست زبان دشمن جان
گر جانت بکارست نگه‌دار زبان
شیرین سخنی بگفت شاه صنمان
سر برگ درختست، زبان باد خزان


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰۳

 

چندین چه زنی نظاره گرد میدان
اینجا دم اژدهاست و زخم پیلان
تا هر که در آید بنهد او دل و جان
فارغ چه کند گرد سرای سلطان


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰۴

 

رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان
گفتا: از غیر دوست بر بند زبان
گفتم که: غذا؟ گفت: همین خون جگر
گفتم: پرهیز؟ گفت: از هر دو جهان


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰۵

 

رویت دریای حسن و لعلت مرجان
زلفت عنبر صدف دهان در دندان
ابرو کشتی و چین پیشانی موج
گرداب بلا غبغب و چشمت طوفان


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰۶

 

فریاد و فغان که باز در کوی مغان
می‌خواره ز می نه نام یابد نه نشان
زانگونه نهان گشت که بر خلق جهان
گشتست نهان گشتن او نیز نهان


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰۷

 

هستی به صفاتی که درو بود نهان
دارد سریان در همه اعیان جهان
هر وصف زعینی که بود قابل آن
بر قدر قبول عین گشتست عیان


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶

 

ای دل بگزین گوشه‌ای از ملک جهان
زین شهر بدان شهر مرو سرگردان
همچون مردان موزه بکن خیمه بسوز
با چادر و موزه چند گردی چو زنان


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۰

 

از لوح وجود بخوان تو حافظ قرآن
وز لوح قدر باز بگیرش فرقان
در مکتب عقل و نفس کلیه را
هم مجمل و هم مفصل از هر دو بخوان


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۳۸

 

چشم و دهن آن صنم لاله رخان
از پسته و بادام گرفتست نشان
از بس تنگی که دارد آن چشم و دهان
نه خنده در این گنجد و نه گریه در آن


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱

 

تخمی است خرد، که جان از او رُست و روان
بار و بر و برگش آخشیج و حیوان
از تخم غرض بَر است و بَر هَست همان
آباد بر آن بَر که ز تخم است نشان


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۳

 

چشم من و چشم آن بت تنگ دهان
در بیع و شری شدند و در سود و زیان
کردند یکی بیع زما هر دو نهان
آن آب بدین سپرد و این خواب بدان


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۴

 

تیغ ملک شرق خداوند جهان
شیری است تنش به جمله چنگال و دهان
چون ناخن او باز شود با دندان
در ناخن سرگیرد و در دندان جان


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۵

 

هر شاه که داشت دولت و بخت جوان
هر دو یله کرد و خود برون شد زمیان
ایزد چو تو را کرد شهنشاه جهان
هر دو به تو داد وگفت جاوید بمان


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۶۹

 

خصم تو که همچو تیغ جمله ست زبان
سر در سر نیزه کرد مانند سنان
چون تیر بجست دی ز دستت و امروز
زه در گردن همی کشندش چو کمان


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۷۰

 

نزدیک من از شرم و ز تیمار نهان
باریک کنی همه تن خود چو میان
وز شادی و عیش در کنار دگران
چندان باشی که در نگنجی بجهان


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۷۱

 

قومی شده نازنده باسرار نهان
قومی شده نازنده باسباب جهان
ماییم درین میان نه زین قوم نه زان
در حسرت هر دو برده عمری بزیان


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۷۲

 

ای ترک سمن روی من ای جان و جهان
از بهر خدا این چه میانست و دهان؟
آن روز که زاده یی تو در ترکستان
تنگی دهان بد مگر و قحط میان؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۷۳

 

زان پس که فدای عشق تو کردم جان
بر من زچه خشمناکی ای جان و جهان
هرگز تو مرا چه داده یی جز دشنام؟
یا زآن تو من چه برده ام جز فرمان


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۷۴

 

دلدار مرا اگر فراخست دهان
گل را نه هم از خنده دهانست چنان
چون دستگه نشاط ما آن دهنست
گر دستگهی فراخ باشد چه زیان


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۷۵

 

چون نیشکرم کرده ز بیداد جهان
در سینۀ تنگ لفظ شیرین پنهان
در خاموشی چو پسته در کنج دهان
زنگار گرفتست مرا تیغ زبان


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۰۰

 

تا راز دلت ز دل نیاید به زبان
از خلق، بد و نیک تو باشد پنهان
از خم چو به شیشه منتقل گشت شراب
ناصافی و صافی شودش زود عیان


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۰۱

 

در باب وجودت ای خداوند جهان
هر طایفه گفته صد دلیل و برهان
در وحدت ذات تو به هنگام بیان
هر دسته، چو کلک مو، یکی کرده زبان


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۰۲

 

تا هست به جا دایره کون و مکان
خالی نبود ز نور حق هیچ زمان
هر روز که خورشید، جهان آراید
خورشید همان است، ولی روز نه آن


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۰۳

 

بی راهبری که سوزدش بهر تو جان
افروختن شمع محبت نتوان
کی شعله و موم ربط یابند به هم؟
تا پای فتیله‌ای نباشد به میان


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۰۴

 

هرچند که رحمت است کار رحمان
علت نشود عفو برای عصیان
از خشم کریم هم بپرهیز، آری
هم برق ز ابر باشد و هم باران


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۰۵

 

جایی که بود پای محبت به میان
عاشق نبود بر دل معشوق گران
قمری به سر سرو نگر، تا دانی
آن بار ازین می‌کشد، این ناز ازان


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۰۶

 

بی‌واسطه در مجلس ابنای زمان
روشن نشود چراغ ازین سخت‌دلان
از آهن و سنگ خانه روشن نشود
تا سوخته‌ای پا نگذارد به میان


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی