گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۹۷

 

گفتم که مرا بر تو ببوسی نازست
گفتا که زرت چاره اراینت آزست
گفتم: نه تو دانی که مرا زر نبود
گفتا که برو ، اوام را در بازست


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۱

 

دل خود به هوای دوست در پروازست
این محرومی ز طالع ناسازست
هرگز نبود بسته در خلوت دوست
ره امن و چراغ روشن و در بازست


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی