گنجور

عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۶

 

دل زنده شود کز تو حیاتی طلبد

جان باز رهد کز تو نجاتی طلبد

گر بر سر ذرّهای فتد سایهٔ تو

خورشید، از آن ذرّه، زکاتی طلبد


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار