گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۴۲

 

ای کسوت زیبایی بر قامت چالاکتزیبا نتواند دید الا نظر پاکت
گر منزلتی دارم بر خاک درت میرمباشد که گذر باشد یک روز بر آن خاکت
دانم که سرم روزی در پای تو خواهد شدهم در تو گریزندم دست من و فتراکت
ای چشم خرد حیران در منظر مطبوعتوی دست نظر کوتاه از دامن ادراکت
گفتم که نیاویزم با […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی