گنجور

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵

 

در آینهٔ عالم تمثال صفات اوست
از روی مسمی بین آن اسم که ذات اوست
سِری که تو را گفتم با عقل مگو ای دل
این راز درون ما بیرون ز جهات اوست
دیریست پر از صورت ترسا بچه ای در وی
هر نقش که می بینی معنی منات اوست
این مجلس رندان است ما عاشق سرمستیم
جامیست وجود ما باده ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی