گنجور

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۵۰

 

ای نامهٔ نو رسیده از یاربی‌گوش سخن شنیده از یار
در طی تو گر هزار قهر استلطفی‌ست به من رسیده از یار
ای بوی وفا شنیده از تواین جان جفا کشیده از یار
وی دیده هر آنچه گفته از دوستوی گفته هر آنچه دیده از یار
هرگز باشد که چون سوادتپر نور کنیم دیده از یار
اندر شب هجر مطلع […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۶

 

ای نامه نو رسیده از یار
بی گوش سخن شنیده از یار
در طی تو گر هزار قهرست
لطفیست بمن رسیده از یار
این جان جفا کشیده از تو
ای بوی وفا شنیده از یار
وی دیده هر آنچه گفته از دوست
وی گفته هر آنچه دیده از یار
هرگز باشد که چون سوادت
پر نور کنیم دیده از یار
اندر شب هجر مطلع تو
صبحیست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی