گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۷

 

گر وسوسه ره دهی به گوشیافسرده شوی بدان ز جوشی
آن گرمی چشم را که دارینیش زهر است و شکل نوشی
انبار نعیم را زیان چیستگر خشم گرفت کورموشی
آخر چه زیان اگر بیفتدیک دو مگس از شکرفروشی
مر ناقه شیر را چه نقصانگر دیگ شکست شیردوشی
شب بود و زمانه خفته بودنددر هیچ سری نبود هوشی
آن شاه ز روی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸۶

 

زشتم خواندی و راست گفتیمن نیز بگویم ار نجوشی
من زشت بهم تو خوب ایرامن شاعرم و تو … فروشی


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی