گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹

 

چون قد تو در چمن نباشدچون روی تو یاسمن نباشد
اندر همه تنگهای شکرشیرین تر از آن دهن نباشد
ای باغ، مشو غلط ز رویشکین لاله در آن چمن نباشد
ای باد، مده به زلف او دلکان قاعده بی‌شکن نباشد
جانا، ستمی که می‌کنی توگر فاش کنم، ز من نباشد
فردا سر گورم ار بکاویجز داغ تو بر کفن نباشد
پیوند […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی