گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۵۳

 

دیدار تو حل مشکلات استصبر از تو خلاف ممکنات است
دیباچهٔ صورت بدیعتعنوان کمال حسن ذات است
لبهای تو خضر اگر بدیدیگفتی: «لب چشمه حیات است!»
بر کوزهٔ آب نه دهانتبردار که کوزهٔ نبات است
ترسم تو به سحر غمزه یک روزدعوی بکنی که معجزات است
زهر از قبل تو نوشداروفحش از دهن تو طیبات است
چون روی تو صورتی ندیدمدر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸

 

آئینهٔ ذات عین ذات است
ذات است که مجمع صفات است
بی‌ جود وجود حضرت او
عالم به تمام فانیات است
می نوش مدام دُردی درد
کاین دُردی درد دل دوات است
میخانهٔ ما است در خرابات
و این خانه ورای شش جهات است
سیراب شدند خلق عالم
آری همه چیز ذو‌حیات است
گر کشته شوی به تیغ عشقش
آن حی قدیم خونبهات است
سید به حضور […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۲۳

 

ملک و ملکوت هر دو انسان
او مظهر جملهٔ صفات است
مستکمل ذات او صفت نیست
مستکمل آن صفات ذات است


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی