گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۸

 

عشق تو در خرابه جانم نزول کرد
وز هرچه غیر تست دلم را ملول کرد
گویند کنج سینه تو جای عشق نیست
مصرست هر خرابه که سلطان نزول کرد
ما را چه اختیار ،مطیعیم و بنده ایم
فرمان عشق را که تواند عدول کرد
با پادشاه امید امان منقطع کند
درویش بی نوا که طمع در وصول کرد
اقطاع تست ملک دلم حجت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری