گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶۸

 

از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست
دست و دل گشاده چو روی گشاده نیست
فیض فتادگان بود از ایستاده بیش
سنگ نشان به راهنمایی چو جاده نیست
چون وا نمی کنی گرهی، خود گره مشو
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
چون طفل نوسوار به میدان اختیار
دارم عنان به دست و به دستم اراده نیست
هر چند کوه قاف بود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۴۴

 

تاراج گشت ملک دل از جور نیکوانای دل برو که برده و بران خراج نیست
مشنو حدیث بی‌خبران در بیان عشقدانی که احسن القصص اندر فسانه نیست


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱

 

مارا به غیر یاد تو اندر ضمیر نیست
دل را دگر ز صحبت جانان گریز نیست
یاران ملامت من عاشق رها کنید
کاین مبتلای عشق نصیحت پذریر نیست
دل عاشق است و پند نمی گیرد اندرو
بر وی مگیر زان که برو جای گیر نیست
بر من کمان ابروی مشکین چه می کشی
خوش خوش بکش به غمزه که حاجت به تیر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۳

 

جان است و هرچه نه همه جان است هیچ نیست
هر چیز کان به جمله نه آن است هیج نیست
زانجا هر آن جمله هست چنین است جمله هست
زینجا هرآنچه نیست چنان است هیچ نیست
الّا جز او همه هیچند هرچه هست
بی او اگر بهشت جنان است هیچ نیست
دانسته ایمن است و ندانسته غافل است
هر مجتهد که نی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری