گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶

 

ای مدعی، دلت گر ازین باده مست نیستدر عیب ما مرو، که ترا حق به دست نیست
بگشای دست و جان و دلت را بیه اد دوستایثار کن روان، که درین راه پست نیست
با محتسب بگوی که: از قاضیان شهررو، عذر ما بخواه، که او نیز مست نیست
تا صوفیان به بادهٔ صافی رسیده‌انددر خانقاه جز دو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۲

 

این بنای عالم خاک از شکست نیست
پستی عمارتی است که آن را نشست نیست
از برگریز مردم بی برگ ایمنند
رنگ شکسته را خطری از شکست نیست
پرواز می کند به پر و بال آفتاب
گلهای اعتبار جهان رنگ بست نیست
از عمر رفته حاصل من آه حسرت است
جز زنگ از شمردن این زر به دست نیست
پست است بر تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۵

 

جزخون‌دل زنقد سلامت به دست نیست

خط امان شیشه به غیر از شکست نیست

آرام عاشق آینه‌پردازی فناست

مانند شعله‌ای‌که زپا تا نشست نیست

خلقی به وهم خویش پرافشان وحشت است

لیک آنقدر رمی‌که‌کس از خویش رست نیست

بنیاد عجز ریختهٔ رنگ سرکشی‌ست

در طره‌ای‌که تاب ندارد شکست نیست

ماییم و سرنگونی ازپا فتادگی

در وادیی‌که نقش قدم نیز پست نیست

جمعیت حواس در آغوش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی