گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹

 

از عشق روی دوست حدیثی به دست ماستصیدیست بس شگرف نه در خورد شست ماست
میدان مهر او نه به کام سمند ماستدرع وفای او نه به بالای پست ماست
دیریست تا به یادش می نوش می‌کنمکس را نگفت او که فلان مرد مست ماست
با پاسبان کویش در خاک می‌رویمهر چند فرق فرقد جای نشست ماست
چون مات […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶۳

 

فتح و ظفر ز خودشکنی زیر دست ماست
چون زلف و خط، درستی ما در شکست ماست
آشوب عالمیم ز هر مصرعی چو زلف
سر رشته تپیدن دلها به دست ماست
باطل حجاب دیده حق بین نمی شود
دنیا بهشت در نظر حق پرست ماست
خمخانه شد تهی و ندادیم نم برون
منصور، داغ حوصله دیرمست ماست
گنجینه دار گوهر دریای رحمتیم
چون ابر، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی