گنجور

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید

 

ای سروری که از گل دل قامت قلمبی‌خدمت دوات تو بسته کمر نخاست
بادا همیشه ملک جمال تو منتظمکز کاف کن فکان چو وجودت گهر نخاست
بی‌طبع دلگشای تو از سنگ زر نخاستبی‌لفظ جانفزای تو از نی شکر نخاست
دعوی همی کنم که در آفاق چون توییاز مسند امامت صدری دگر نخاست


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری