گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۷

 

دندان به خنده چون کند آن لعل تر سپید

سیمابی است اگر شود آنجا گهر سپید

بر طبع پختگان نتوان فکر خام بست

مشکل دمد چو نقره و ارز‌بز زر سپید

از اهل جاه ناز جوانی نمی‌رود

چینی چه ممکن است‌کند موی سرسپید

زین دوری تمیز که دارد نگاه خلق

گردد در آفتاب سیاهی مگر سپید

شغل هوس به جوهر تحقیق ظلم‌ کرد

دل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی