گنجور

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۶۲ - نیز در مدح اتسز گوید

 

شاها ، فلک عدوی ترا در عنا فگند
وز صحن بوستان مرادش جدا فگند
افلاک دوستان ترا در طرب نشاند
و ایام دشمنان ترا در عنا فگند
گیتی ز صدق تو قلبم مخرقه شکست
گردون ز جاه تو علم کبریا فگند
تو کبرایی محضی و از دفتر جلال
اخلاق تو علامت کبرو ریا فگند
مصباح علم ها ز دل تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط