گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳

 

ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمربازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
از دیده گر سرشک چو باران چکد رواستکاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر
این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن استدریاب کار ما که نه پیداست کار عمر
تا کی می صبوح و شکرخواب بامدادهشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر
دی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ