گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۵

 

باز اوفتاد در سرم از عشق خار خار
ای دل ترا که گفت سر آخر به خار خار
خاری دگر چه می کنم آخر مگر هنوز
در پایِ دل شکسته ندارم هزار خار
دارم به جایِ گل همه شب خار در کنار
هرگز کسی نکرد چو گل در کنار خار
زین پیش تر زمانه به ره بر نمی نهاد
اکنون به عکس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری