گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۲

 

ای مرغزار جانها لعل تو آب دادهوی تب کشیده دل را زلف تو تاب داده
رویت به یک لطیفه مه را سپر شکستهچشمت به نیم غمزه دل را جواب داده
دل را لب تو از می تاراج روح کردهجان را رخ تو از خوی بوی گلاب داده
پیش رخ و جبینت باج و خراج هر دمهم مشتری کشیده، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی