×
۱
۲
اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۲
بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟
وندر پی وصلت ما پوینده بسر تا کی؟
بر ما ستمی کرده، خون دل ما خورده
ما بر ستمت پرده میپوش و مدر، تا کی؟
امشب تو به زیبایی خود خانه بیارایی
[...]
۷ بیت
اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۴
ای هر سر مویت را رویی به پریشانی
صد روی خراشیده موی تو به پیشانی
در سینه نهان کردم سودای تو مه، لیکن
بس درد که برخیزد زین آتش پنهانی
آن دیگ نبایستی پختن به نیستانها
[...]
۹ بیت
اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - وله فی شکایةالزمان
دلخسته همی باشم، زین ملک به هم رفته
خَلقی همه سرگردان، دلمرده و دَمرفته
یک بنده نمییابم، هنجارِ وفا دیده
یک خواجه نمیبینم بر صَوْب کَرَم رفته
بر صورت انسانند از سِبلَت و ریش، امّا
[...]
۲۱ بیت
۱
۲
تعداد کل نتایج: ۲۳
