گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ار» - صفحهٔ ۲

 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۹ - هم در مدح او

 

آمد فرج ما ز ستم های ستمکار

چون بوالفرج رستم آمد سر احرار

زین پس نرود پیش به ما برستم کس

بر ما نشود هیچ ستمگر به ستم کار

آنکس که ستم کرد بر این شهر ستم دید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۱ - شکایت

 

فریاد مرا زین فلک آئینه کردار

کائینه بخت من از او دارد زنگار

آسیمه شدم هیچ ندانم چکنم من

عاجز شدم و کردم بر عجز خود اقرار

گویی که مگر راحت من مهر بتان است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹

 

ای گشته دل من به هوای تو گرفتار

دل بر تو زیان کرد چه سودست ز گفتار

از غم دل جوشان مرا بار گران کرد

آن عنبر پر جوش بر آن اشهب پر بار

ای نرگس بیمار تو بر خواب چو نرگس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۱۹۸

 

بر فتح همی دور کند گنبد دوار

بر سعد همی سیرکند کوکب سیار

وین را اثر آن است که بر لشکرِ غزنین

گشتند مظفر سپه شاه جهاندار

آن طایفه را کرد همی تعبیه حاسد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۱۴

 

از هیبت شمشیر تو ای شاه جهاندار

شد رایت بدخواه نگونبخت و نگونسار

لشکرش یکایک همه ‌گشتند بر این سوی

چه ‌حاجب و چه ‌میر و چه ‌سرهنگ و چه ‌سالار

هم نعمت او کم شد و هم محنت او بیش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۱۶

 

امسال در آفاق دو عید است به یک بار

بر ملت و دولت اثر هر دو پدیدار

یک عید ز ماه شب شوال و دگر عید

از عافیت شاه جهانگیر جهاندار

تاج ملکان ناصر دین خسرو اسلام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۲۸

 

تا باد خزان حُلّه برون کرد ز گلزار

ابر آمد و پیچید قَصَب بر سر کُهسار

تا ریخته شد پنجهٔ زرین ز چناران

در هر شمری جام بلورست به خروار

ازکوه بشستند همه سرخی شنگرف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۴۵

 

از بهر وفاداری آمد بر من یار

شد ساخته از آمدن یار مرا کار

بهتر چه بود ز آن که بود دوست وفاجوی

خوشتر چه بود ز این ‌که بود یار وفادار

با دیدن او نیک‌تر امروز من از دی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۹۶

 

ای حسن ترا دیده ما گشته به دیدار

گر دیده نباشد که کند حسن تو اظهار

خورشید جمال همه خوبان جهان را

از دیده عشاق بود گرمی بازار

خود آینه در دو جهان حسن ترا نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی
 

[۱] [۲]