گنجور

 
۱
۲
 

طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در لذت غم و مدح رسول اکرم (ص) با تجدید مطلع گوید

 

حاشا که کَشَم بَهْرِ طَرَب، ساغَرِ جَم را

از غَم چه شکایت، منِ خوکرده به غَم را؟

هیهات کز اَیّامِ حَیاتش بِشُمارم

روزی که نیابم به دل، آسیبِ اَلَم را

زنهار که می نوشم و بیهوده بخندم

[...]

۲۴ بیت
طبیب اصفهانی
 

طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲ - یک قصیده

 

ای یافته، صبح از دمِ جان‌بَخْشِ تو، دَم را

آموخته، بَحْر از کَفَت، آیینِ کَرَم را

در عهدِ جوان‌بختیِ عَدْلِ تو، عَجَب نیست

گر پیرِ فلک، راست کند قامَتِ خَم را

آثارِ قدومت به پرده نشانده‌ست

[...]

۱۷ بیت
طبیب اصفهانی
 

خالد نقشبندی » قطعات » قطعه شماره ۳۰

 

از وحی سخن نیست، دگر کیست که چون تو

در فتح معارف زده بر لوح قلم را

زین بیع و شرائی که تو کردی چه بجا بود

گر در حق تو بیع نمودند سلم را

افسوس که استاد دوم نیست که بیند

[...]

۳ بیت
خالد نقشبندی
 

افسر کرمانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹ - جام جهان بین

 

زد ابر دگرباره به گلزار خیم را

گسترد ابر فوق چمن ظل کرم را

چون صیرفیان ریخت ز بس درهم و دینار

برد از دل مفلس غم دینار و درم را

از فرّ و بها ساحت گلزار نک امروز

[...]

۲۹ بیت
افسر کرمانی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

تا کاخ صمد ساختی ایوان صنم را

پرداختی از هر چه به جز دوست حرم را

برداشتی از روی زمین رسم ستم را

سهم تو دریده دل دیوان دژم را

کرده تهی از اهرمنان کشور جم را

[...]

۳ بیت
ادیب الممالک
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۲

 

آورد دبیر فلکی لوح و قلم را

بسترد ز دیوان قضا نام ستم را

زد پادشه داد بر افلاک علم را

بنشاند مهد اندر معشوقه جم را

۲ بیت
ادیب الممالک
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۷