×
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۲
عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
وز سیلی عشق آنهمه از گوش بدر رفت
من سوختم از عشق و ترا هیچ خبر نیست
وز ناله من در همه آفاق خبر رفت
این سیل سرشک آخرم از ضعف چنان کرد
[...]
۵ بیت
نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش دوم » شمارهٔ ۴۱
یاری که وداعم ننمود و بسفر رفت
گو رو بسلامت که ز راه تو خطر رفت
تا پیش نظر بود مرا نور بصر بود
نورم ز بصر رفت چو از پیش نظر رفت
آن شوخ جفا پیشه که هیچم بوداعی
[...]
۷ بیت
میرزاده عشقی » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۱۱ - مستزاد مجلس چهارم
دیگ وکلا جوش زد و کف شد و سر رفت
باد همه در رفت
۱ بیت
