گنجور

 
۱
۲
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۸

 

آنگونه سرشکم به غمت پرده در افتاد

کافسانه ی ما در همه عالم سمر افتاد

صافش همه دردی شد و آبش همه آتش

حسرت نگری هر که ترا از نظر افتاد

عیبم همه جویند و سرانجام جز این نیست

[...]

۱۱ بیت
صفایی جندقی
 

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶

 

بر زلف تو تا باد صبا را گذر افتاد

بس نافۀ چین بر سر هر رهگذر افتاد

بس یوسف دل دید در آن چاه زنخدان

دیوانه دلم بر سَر آنان به سر افتاد

ما را ز سر زلف تو این شیوه خوش آمد

[...]

۶ بیت
غبار همدانی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۲