گنجور

 
۱
۸
۹
۱۰
 

ملک‌الشعرا بهار » رباعیات » شمارهٔ ۵۳

 

رفتم بر توپ تا بکوبم دشمن

فریاد برآورد که ای وای به من

دست دگری و خانمان دگری

من مظلمهٔ که می‌برم بر گردن‌؟‌!

۲ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » مستزادها » رباعی مستزاد

 

پروانه و شمع و گل شبی آشفتند

در طرف چمن

۱ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » مستزادها » رباعی مستزاد

 

وز جور و جفای دهر با هم گفتند

بسیار سخن

۱ بیت
ملک‌الشعرا بهار
 

میرزاده عشقی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۴ - دو بیت از یک غزل

 

عشقی به خدا همان که می گفت: خدای:

از عشق وطن، سرشت آب و گل من

چون کالبدش ز پای تا سر دیدم

عشق همه چیز داشت: جز عشق وطن!

۲ بیت
میرزاده عشقی
 
 
۱
۸
۹
۱۰
 
تعداد کل نتایج: ۱۸۴