گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳

 

چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ

پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ

می نوش که بعد از من و تو ماه بسی

از سَلخ به غٌرّه آید از غره به سلخ

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۵

 

چون عمر به سر رسد، چه بغداد چه بلخ،

پیمانه چو پر شود، چه شیرین و چه تلخ؛

خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی،

از سَلْخ به غُرّه آید، از غُرّه به سَلْخ!

خیام
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۴

 

ما را که بود چه در بخارا و چه بلخ

از حسرت شیرین‌دهنان کامی تلخ

بی‌ماه‌وَشی خوش نبود عمر چه سود

کز غره هزار ماه آریم به سلخ

مشتاق اصفهانی
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۷۵

 

در دهر دنی که هست شیرینش تلخ

یک دم نزدیم خوش نه در شام و نه بلخ

قدّم چو هلال شد ز بار مه و سال

تا چند بریم غره را باز به سلخ؟

حزین لاهیجی
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما » بخش ۳۱ - خیام نیشابوری

 

چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ

پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ

خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی

از سلخ به غرّه آید از غره به سلخ

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما » بخش ۳۱ - خیام نیشابوری

 

چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ

پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ

رضاقلی خان هدایت