رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما » بخش ۴۵ - سنائی غزنوی قُدِّسَ سِرُّه
رندی باید ز هر دو عالم شده فرد
تا می بخورد به جای آب و نان درد
جیحون یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸
امروز ملکزادهٔ ضَرغامنَبَرْد
اسبی دادم پلنگوَش کوهنورد
از بس به هوا بردم و پایین آورد
از اسب گذشته کار مسهل هم کرد
صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۳
دنیا به کسی خط امانی نسپرد
هرکس که بزدا عاقبت باید مرد
آن سنگ که نام نامی وی اجلست
بر شیشه عمر همه کس خواهد خورد
صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۳
دنیا به کسی خط امانی نسپرد
هرکس که بزدا عاقبت باید مرد
ایرج میرزا » رباعیها » شمارۀ ۴
هر وقت که دیدی غَضَبت رو آورد
از یک تا صد شماره کن ای سرهمرد
در ضمنِ شماره عقلت آید سر جای
دیگر نکنی آن چه نمیباید کرد
ملکالشعرا بهار » رباعیات » شمارهٔ ۲۴
زین مردم دلسیاه، رخ دارم زرد
بیدردی خلق دردم افزود به درد
جز خوردن خون دگر چه می شاید کرد
خون باید خورد و باز خون باید خورد
صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲
آن استر بارکش که خود باری برد
وان اشتر بیزبان که خود خاری خورد
صد ره به از آدمی که از مادر خویش
زاد آدم و ظالم شد و چون ماری مرد
صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶
خود بد بود آنکس که بدم نام برد
خود نیک بود هر آنکه نیکم شمرد
از صاف دلی من بمثل آینهام
در آینه هرکه روی خود مینگرد
