گنجور

 
۱
۲
۳
 

عطار » مختارنامه » باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی » شمارهٔ ۲۸

 

سبحان الله! بر صفتی حیرانم

کز حیرت خویش میبسوزد جانم

حال دل شوریدهٔ خود میدانم

کس را چه خبر ز درد بیدرمانم

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی » شمارهٔ ۴۲

 

نی کس خبری میدهد از پیشانم

نه یک نفس آگهی است از پایانم

چون زیستنی به جهل مینتوانم

روزی صد بار میبسوزد جانم

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق » شمارهٔ ۳۸

 

جانا ز غم عشق تو سرگردانم

من در طلب تو از میانِ جانم

گفتی که به ترک جان بگو تا برهی

چون تو به میان جان دری نتوانم

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق » شمارهٔ ۱۰

 

چندان که به جهد اسب جان میرانم

چون مینگرم هنوز در زندانم

از بس که زدم آه ز دردِ دلِ ریش

بیم است که با آه برآید جانم

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد » شمارهٔ ۲۴

 

امشب که دمی هم نفس جانانم

سرمایهٔ عمر این نفس میدانم

ای صبح، چو از دم آتش افزون گردد

گر در دمی، آتش بزنی در جانم

۲ بیت
عطار
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۸ - داستان شاه کشمیر با پیلبان

 

گر تنگ شکر خرید می نتوانم

باری مگس از تنگ شکر می رانم

۱ بیت
ظهیری سمرقندی
 

ظهیری سمرقندی » سندبادنامه » بخش ۸ - داستان شاه کشمیر با پیلبان

 

گر تنگ شکر خرید می نتوانم

باری مگس از تنگ شکر می رانم

۲ بیت
ظهیری سمرقندی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۵۷

 

شب گوید من انیس می‌خوارانم

صاحب جگر سوخته را من جانم

و آنها که ز عشقشان نصیبی نبود

هر شب ملک‌الموت در ایشانم

۲ بیت
مولانا
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲۹

 

من بر سر کویت آستین گردانم

تو پنداری که من ترا میخوانم

نی نی رو رو که من ترا میدانم

خود رسم منست کاستین جنبانم

۲ بیت
مولانا
 

مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۳۹

 

شمعم که ز تست جانم ای جانانم

بی سوز تو زیست یک نفس نتوانم

گر باد وزد بر تو بمیرم در دم

ور دور شوی زمن برآید جانم

۲ بیت
مجد همگر
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۳

 

میندیش که سست عهد و بدپیمانم

وز دوستیت فرار گیرد جانم

هرچند که به خط جمال منسوخ شود

من خط تو همچنان زنخ می‌خوانم

۲ بیت
سعدی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵

 

بیمارم و کس نمی‌کند درمانم

خواهم که کنم ناله ولی نتوانم

از ضعف چنانم که اگر ناله کنم

با ناله بر آمدن بر آید جانم

۲ بیت
سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۷۳ - رباعی

 

امشب که شد آن ماه فلک مهمانم

بنشینم و داد خویش از او بستانم

۱ بیت
سلمان ساوجی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۴۳

 

در هجر رخت شمع صفت گریانم

بر آتش دل ز عشق تو بریانم

چون صبح سعادت رخت طالع شد

پیشش رومی ز سوختن نتوانم

۲ بیت
جهان ملک خاتون
 

صوفی محمد هروی » دیوان اطعمه » بخش ۱۴۱

 

امروز چو رشته بی سر و سامانم

وز شوق جگر، کباب دل بریانم

در پیش تو بر طبق کنم تا دانی

من واله نان و قلیه بادنجانم

۲ بیت
صوفی محمد هروی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۷۷

 

ایسرو روان که خوشتری از جانم

در تاب مشو اگر گلت میخوانم

گل گویم و یاد رویت آرم ورنه

من قدر تو و قیمت گل میدانم

۲ بیت
اهلی شیرازی
 

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۲

 

در بادیه عشق تو سرگردانم

بی رهبر و زاد و بی سروسامانم

از دست غم فراق ما را برهان

در بزم وصال خویشتن بنشانم

۲ بیت
اسیری لاهیجی
 

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۲

 

در پرتوحسن دلبری حیرانم

کز مهر رخش چو ذره سرگردانم

از جور و جفای یار بی مهر و وفا

درمانده بدام درد بی درمانم

۲ بیت
اسیری لاهیجی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر دوم » بخش دوم - قسمت اول

 

اگر زمن طلبی جان چنان بیفشانم

که آب در دهن حاضران بگردانم

۱ بیت
شیخ بهایی
 

میرداماد » دیوان اشراق » رباعیات » شمارهٔ ۲۲۷

 

ای عشق تو کرده غارت ایمانم

آمیخته درد محنتت با جانم

بر من غم تو حرام ای دوست اگر

با درد تو باشد هوس درمانم

۲ بیت
میرداماد
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۴۳