جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۳
ای ماه که می نپرسی از من
زانگاه که می نپرسی از من
آوازه فکند در همه شهر
بدخواه که می نپرسی از من
شاهی تو گدا چگونه گوید
[...]
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قصاید » شمارهٔ ۹ - وایضا له
ای ماه نوت تراشه سم
بر سنبله داسه بسته از دم
بر سم تو آن نه نعل و میخ است
شد پی سپرت هلال وانجم
با پویه تو چو گوی کرده
[...]
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۷
دنیا جیفه است و اهل دنیا
اکثر چو سگان جیفه خواره
جیفه به میان و جیفه خواران
رو کرده در او ز هر کناره
یکدیگر را به زخم دندان
[...]
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۱۳
شاها ز عموم نیکخواهان
کایزد ز خواص خلق دادت
گر زانکه یکی برفت یا دو
صد بهتر ازان عوض دهادت
هر رشته جان شان که بگسیخت
[...]
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۲۳
آواز تو هست تیز و باریک
خالی نبود ز درد و سوزی
فریاد مقلدان ازو نیست
جز بانگ خر از جوالدوزی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۳۱
پیری دیدم خمیده قامت
دنبال جنازه جوانی
با او به زبان حال می گفت
گریان گریان به هر زبانی
رفتی تو چو تیر و من بماندم
[...]
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۷
دی مرغک خامه بهر نامت
بر صفحه نامه شد رقم کوش
مجروح شد از دو حرف آن روح
مدهوش شد از دو حرف آن هوش
منقار زدن برای دانه
[...]
