گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ابمیبرد»

 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳

 

چشمت به خواب چشم مرا خواب می‌برد

زلفت به تاب جان مرا تاب می‌برد

من غرقه خجالت اشکم که پیش خلق

چندان همی بود که مرا آب می‌برد

سودای ابروی تو مغان راز مصطبه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴۱

 

روی تو صبر از دل بیتاب می برد

آیینه اختیار ز سیماب می برد

این حیرتی که دردل ودر دیده من است

بسیار تشنه ام ز لب آب می برد

می دست خالی از سر بی مغز من گذشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴۲

 

عاشق ز رفتن دل بیتاب می برد

فیضی که خاک از آمدن آب می برد

در سینه های صاف نگیرد قرار دل

آیینه اختیار ز سیماب می برد

در چشم داغ دیده کشد سرمه از نمک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۴

 

ما را شب فراق کجا خواب می برد

صد خواب را ز گریه ما آب می برد

داروی جان ما ز لبش ساز گو طبیب

زحمت چرا بشربت عناب میبرد

مخمور عشق را به جز آن لب علاج نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی