گنجور

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶

 

جرم رهی دوستی روی تستآفت سودای دلش موی تست
دل نفس از عشق تو تنها نزددر همه دلها هوس روی تست
ناوک غمزه مزن او را که اوکشتهٔ هر غم‌زدهٔ خوی تست
هست بسی یوسف یعقوب رنگپیرهنی را که درو بوی تست
از در خود عاشق خود را مرانرحم کن انگار سگ کوی تست


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۴

 

قبله ی روحانی ما روی تست
کعبه ی دوجهانی ما کوی تست
گرچه ز شب راه بری نادرست
رهبر ره گم شدگان موی تست
دانش جز وی چه بود ،عقل کل
شیفته ی غمزه ی جادوی تست
پنجه ی عقل من و ما از کجا
مرتبه ی قوت بازوی تست
دولت آن کس که به پیوند عشق
حلق دلش بسته ی گیسوی تست
هان جگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری